پاییز عروس فصل ها

ما

غزلواره

اشکم دمید

گفتم: نه پای رفتن نه تاب ماندگاری

درد خزه ی کف جوی این است. گفت: آری

 اما دوگانه تا کی؟

یا موج وش روان شو یا در کنار من باش.

گفتم:‌دلم گرفته است

 مثل سکون ملولم.

...

...

...

اسماعیل خویی

   + پاییز ; ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱٧
    پيام هاي ديگران ()