پاییز عروس فصل ها

 

امشب اومدم بعد از کلی فکر کردن و تصميم در رابطه با به روز کردن دوباره که يه جمله از يه کسی بنويسم ...که با حال و هوای اين روزها خودم تناسب داشت ...اما با خوندن همين جمله های کوتاه سلبيناز ...کلی هوام عوض شد ...

خنديدم در حالی که بغضمو به سختی کنترل می کردم ...اينا همه ياد اوری چهار سال روزهای خوش ما بود در کنار هم ..همه تک تک روزهای پر خاطره همين سالی که    گذشت بود...

پس مثله پست اول که وبلاگ را هديه کرد به سلبينازی که عاشق پاييزه ..دوباره اين پست را در شب تولدم تقديم ميکنم به خودش ...که منو کلی ياد اون روزها انداخت ...

ياد شب يلدای که خوب يادمه دوشنبه شب بود ...ياد نون بربری های خاش خاشی با کنجد سفيد که چه بويی داشت...ياد ...ياد ... ياد ايامی که ...

و امروز که ماجرای ما شده همون ماجرای ”تو نيستی که ........... “

   + پاییز ; ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٦/۱٦
    پيام هاي ديگران ()