واژه ها

و شاعر روزی گفت :

...

                      واژه ای در قفس است . 

                                                                    ...

 

/ 20 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه

و شاعری دیگر هم می گوید: ...گذر عمر در سکوتی مبهم یک صدای بی رنگ یا طنین یک زنگ یا سکوت یک سنگ در عمق وجود هر کس و در اینجاست که گم می شوم اندر کلمات و سخن گفتن سخت و پیام دور از فهم و چه نیک می گوید: "واژه ای در قفس است" زندگی یک قفس است واژه ها در قفس اند واژه را باید یافت و پیام را باید گفت به هر آن کس که بداند که سکوتم از چیست

دختری در راه آفتاب

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم عزیز خوبید شما ؟ ... چه قفسی ست این قفس, و عجب از این واژه که همچنان در قفس است.... خانمی فرصت کردی یه چیزی بنویس! من این واژه رو خیلی خوندم [نیشخند]

سلبی ناز

ها؟ سلام چی لا؟

سیدعلی

سلام علیکم! واژه بالاخره از قفس در می آید! غم مخورید!

سلبی ناز

سلام. آره، از اولش هم خوب یادم بود و منظورت را فهمیده بودم. اما منظور من تسلی بود که تصحیح کنی! خیاط در کوزه افتاد. اینبار تو خیاط بودی تو کامنت های من! اتفاقا فکر می کنم این "افتادن در کوزه برای خیاط" گریزناپذیره.

ساحل افتاده

سلام آبجی اصفهونی خوبی شما؟ ببینم تا حالا شاعر تاجر و یا تاجر شاعر شنیدی؟؟؟

سیدعلی

این واژه نمی خواد از قفس در بیاد و روی کاغذ نقش ببنده؟ یا اینکه امتحان ها، یا پایان نامه اجازه نمی ده؟ خبر که نداریم!