بربريت نوين

من مطمئنم که جاهليت عصر ما به نسبت جاهليت و بربريت تمام اعصار حادتر است

ما در عصر سفسطه زندگی ميکنيم

در عصر بربر های مودب

ما در عصر حرف های قشنگ

ما در عصر تناقض تئوری با حقيقت زندگی می کنيم

تئوری ازادی بيان که مصداقش می شود توهين به اديان

و

حالا که کار به اينجا رسيد بهتر است بگويم که

اگر

يه ادم شجاع دخل سلمان رشدی کثيفو می آورد

کدوم مغز خر خورده ای جرئت می کرد به پيامبر ما توهين کنه؟

و من معنی اين سکوت بی معنی جماعت مسلمون ايرانی را نميدونم ...

غيرتمون کو...؟

پينوشت:عصبانی هستم...!

/ 14 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چه اهميت دارد وقتي تو خدا را هم مي گرياني

تو گناه مجسمی! در خود دنبال گناه نگرد. آينه برای نشان دادن روح سياهت کافيست ...

paeez

خوبه انگار يه مخاطب دائم ديگه هم پيدا کردم ...نکنه تو خود من هستی ...؟يا با خودت هستی ؟ من اهميت نمی دم کسی چی می گه من به خودم اهميت ميدم و اينکه می دونم چه خبره...!و جز خودم کسی نمی دونه...! دلم نمی خواد عين بيکار ها بيام بشينم با تو کامنت چت کنيم ...خوش نمی اد از اين کار ...من مدعی نيستم ...به هر حال تو راحت باش

سلبيناز

سلام بانو... دلتنگتم.... سه هفته کمتر مانده تا....

سید علی سید محسنی

سلام حال شما چطوره ؟ از اینکه به سایت ما سر زدید ممنونم امیدوارم که مطالب آن را پسندیده باشید. فکر می کنم تیتر مطلب ما شما رو به اشتباه انداخت . چون وقتی در خصوص این مطلب ما با نویسنده اش صحبت میکردیم هنوز اهانتی صورت نگرفته بود و این تیتر صرفا تشابه دارد با این موضوع وقیحانه اخیر . اما چشم سعی ما بر این هست که منفعلانه عمل نکنیم مخصوصا وقتی که در محیط وب هستیم و شرایط حاکم بر وب ایجاب میکنه که فعال و به روز باشی وگرنه از قافله عقب می مونی. یعنی علی می مونه و حوضش. حالا نظر خوبی دادید چرا اصلا خودتون دست به قلم نمی شید.و برای شماره بعدی ما یه مطلب نمی نویسید.

سلبیناز

دلم می خواست کمتر ... بانو... دلم کمتر می خواست... دلم... بانو دلم... د ل م........... ..........

سلبی ناز

سلام... می بينی ساعت چنده؟... خواب به چشمام نمياد... امشب تولد سه سالگی بود... وای کجايی دوست؟ اگر اينهمه گوش های نامحرم نبود٬ امشب خودم را تا صبح لای حرف های سلبيناز٬ های های گريه می کردم...حالم خوب نيست.... خوب نيست... گاهی فکر می کنم چقدر خدا ... نمی گويم... بگذريم... فقط نيستی ببينی تمام بهت های دنيا جمع شده توی همين چشمهايم... خسته ام... کاش گريه می کردم برای ساعت ها و چرک های اين درد کهنه پاک می شد... خوب نيستم بانو...

paeez

نويد کوچک دوستی...متاسفانه داريم برزگ ميشيم ... حالا ديگه بايد دست و پنجه نرم کنيم با بد و خوب زندگی ..يا خودمونو به خواب بزنيم ...چه بد که در کنار هم نيستيم تا به مصيبت بالغ شدنمان با هم گريه کنيم ..مراقب خودت باش ...دلم پر پر ميزنه...تا با هم باشيم ...کاش می شد به گذشته بر گشت ..نه نه کاش با هم باشيم همين.

سلبیناز

نه. انگار يکی اومده تمام بقيه ها رو برده من جا موندم... نه٬ انگار يکی اومده منو برده٬ تنها و به غير از همه... نمی دونم...............

سلبیناز

دارم اونوری می رم....تو چرا نيستی دختر؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

...

می خواستم روی مطالبتون مطلب بگذارم اما کامنت ها رو که خوندم پيشمون شدم. ببينيد روش شما برای دفاع از داشته هاتون چندان مطلوب به نظر نميرسه. در سالهای اخير ما چهره ی مناسبی از اسلام رو در مقابل ديد ديگران قرار نداديم. يعنی اسلام ما يک مذهب خشک و دست و پا گير معرفی شد که زمينه رو برای هجوم آدمهای مختلف باز کرد. حالا چه سلمان رشدی و چه قبلی ها و بعدی ها. موضوع مهم اينجاست که به خاطر داشته باشيد بايد در مقابل روش های غيراصولی برخوردهای اصولی نشون داد. عدم وجود اتحاد در دنيای اسلام پيرامون موضوعات مختلف باعث شده که يکپارچگی کافی برای دفع مشکلات وجود نداشته باشه. مرگ سلمان رشدی هم شايد اثربخش می بود اما پايان اين راه نبود. توهين به مقدسات اسلام يک فرآيند برنامه ريزی شده و حساب شده است. به هر حال ... اين از چالش های فراروی ماست که بايد فکری به حالش بکنيم. بايد از نقاط قوتمون برای رفع و دفعش استفاده کنيم.