پيش نوشت: سلام ...  تا حالا حتمن خيلی براتون پيش اومده پای تلویزیون بشينين و حرصتون در بياد ... اينه که الان اين وبلاگ را از احساس خارج می کنه و به انتقاد نزديک!

اين روز ها به حول و قوه خداوندی کار سريال های طنز بالا گرفته ...سريال هايی که در کار تيشه به ريشه ی فرهنگ و زبان فارسی زدن هستند ...سريال هايی که با افزودن و پس و پيش کردن لغات در حال ساختن زبان فارسی ديگری هستند... متاسفانه سيما به عنوان يکی از ارکان بزرگ فرهنگ سازی در جامعه در خوابی گران به سر می برد ...يک روزی دشنام دادن منع بود در حاليکه حالا به راحتی می توان جعبه جادو را به عنوان فرهنگ لغات دشنام های به روز به کار برد...در جامعه ای که به راحتی رذايل اخلاقی از برنامه های پر طرفدار پخش می شود چطور می توان انتظار داشت که کودکانمان يا همسرانمان  به ما دروغ نگويند ؟ چطور می توان اتنظار داشت که هر لحظه در دام شارلاتانی نيافتيم؟چند روزی هم هست که ماه مبارک رمضان شروع شده و باز هم به لطف خدا و پول ملت که سر از جيب کارگردان ها و بازيگر نما ها در می ايد می بينيم که در ماهی که ماه خود سازی و رهايی از دروغ و چند رنگی است اين مسايل به خوبی از طرق سمعی و بصری و طوری که نفهميم از کجا خورديم به ما اموزش داده می شود! اين سريال ها به خاطر به نمايش گذاشتن يک زندگی واقعی د رجذب بيننده موفق هستند اما به چه قيمتی ؟به قيمت فرهنگ سازی غلط!

بايد بگويم تقريبا نسل طنز در سيما منقرض شده و انچه که به نام طنز به خورد ملت می دهند چيزی نيست به جز هزل و در مواقعی هجو ... و به گونه ای از کمدی که از طريق برخورد های فيزيکی (کتک زدن ها...دست جنباندن ها ...زمين خوردن ها و...)مخاطب را به خنده می اندازد فارس farsگويند. 

و به گونه ای که از طريق بد زبانی مخاطب را می خنداند نمی دانم چه می گويند...

اما بد نيست اگر به تعريف طنز در کتاب های درسی مان بنگريم...

 

 

/ 23 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلبيناز

راستی... دلم برا خيلی چيزا.. خيلی کسا تنگ شده... برای اينکه به حرف زدنم گير بدی و ادای منو در بياری... و ريسه بريم... کجايی دختر؟ کجايی بانو؟

پاییزم

منم يه گوشه تنها افتادم ...سلبيناز من.

amj

سلام...حرفاتو قبول دارم...اما ميدونی تو زندگی برای هرچيزی طبقات و کلاسهای متفاوت هست..من اعتقاد ندارم ما آدمها در هر حال و مودی که هستيم از يک نوع سبک و سياق تغذيه بشيم...به نظر من همه جورش بايد باشه..بعضی وقتها تلويزيون هم ميتونه نقش يه پستونک رو واسه ما بازی کنه....راستی از دستتم ناراحت نيستم...باز هم بيا ... انتقاد هميشه دلچسب واسه من...

سلبيناز

سلام بانو... به زندگی اين چند سال گذشته ام که نگاه می کنم... به خودم حق می دهم که کمتر می خندم... که...

سلبيناز

قراره ببينمت فردا... بعد از اين همه ماه... حس می کنم گريه کنم...

پاییزم

سلام اگه من نمی نویسم معنی اش اين نيس که من نيستم...من در خارج از اين دنيای مجازی به حيات نباتی خود مشغولم و در ضمن در گير ...زمستان که تمام شود زندگی شايد اين نيشخندش را از ما بگيرد و قهقهه به ما بدهد....!

سلبيناز

چقدر بی دليل... بی بهانه... بی دليل... بی بهانه...بانو... کاش می شد گفت..............

سلبيناز

سلام. بيا به روز کن دختر. يه دونه از اون طرح های شگفت انگيزت رو بذار. دلم شاعرانگی می خواد اينجا. نگو من خودم رو سياهم. آره هستم. ولی تو می دونی که به روز نبودن من دليلش چيه.....

سلبيناز

چند روز پيش يه آشنا می گفت چقدر اون کامنت تو که برام نوشتی که آدرس وبلاگمو بهم اس ام اس می زنی باحال بوده........ (خبر ندارين از دل من شما) بهش گفتم که اتفاقا چند بار فرستادی.... ( خبر ندارين از من...)