زير گنبد لاجوردی

پارسال دور و بر همین روز ها بود که خلوت کرده بودم...
رفتم نسشتم زیر گنبد، سرمو تا ته گرفتم بالا و چشم دوختم توی گنبد ...
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ...
نفس کم آوردم ...
با تمام وجود سعی می کنم تا رد شاخه ها را بگیرم تا برسم به اخرش انگار اگه بتونم تا تهش برم می رسم به خود خدا اما این اسلیمی ها رندانه تر از این حرف ها خودشون را تو قوس گنبد به رقص در می یارن که بتونم اونها را تو بیضی تنگ چشمهام اسیرشون کنم ...
تو زرد و سفید و سبز این اسلیمی ها ست که دنبال رمز عاشقی می گردم ...
پیچش شاخه هاست که نئشه ام می کنه انگار کم کم دارم میرم تو خلسه، دستام را که اهرم کردم زیر بدنم دارن شل می شن دیگه تاب نمی یارم دستهام را رها می کنم و دراز می کشم خلسه بیشتر و بیشتر می شه نمی فهمم که کی چشمام بسته می شن...
...
...
...
چشمهام را باز می کنم
آه ه ه ه ه ه ه ه ه
نگاهم می افته به شکوه به عظمت به ...
نفس کم می یارم ...
واژه هم ...
چطور می شه تجربه ی زیر گنبد مسجد امام اصفهان طاق باز خوابیدن را تو واژه ها اسیر کرد؟
شکوه و عظمت خارق العاده ی طهارت روح مردمانی که در این گنبد حک شده به زبان در نمی اید...  
 
/ 27 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کيميا خاتون

سلام امدم بگويم که

ساحل

سلام به به می بی نم که آپ می فرمايي د و خبر نمی دهی د.......

علی شیروانی

سلام. متاسفانه با بی تجربگی دوستان و بد قولی انها مواجهیم. اینجور که به نظر مرسه هیچ همتی از دوستان مورد انتظار نیست. انشالله شروع ترم حضورا صحبت میکنیم. موفق باشید.

مقامی

بنده هم سر همین بی تجربگی ها و بدقولیها کنار کشیدم!!! البته از علی نه... او خوب کار میکرد ولی دو نفری که نمیشه! شما هم زیاد به این چیزها فکر نکنید! منظورم قضیه حقوقدان و... است! اگر دوره لیسانس هم حقوق می خواندید تا حالا چهار تا سکته را حتما داشتید! البته اگر قرار بود اینطور حرص بخورید!!! ضمنا معمولا آدرس وبلاگتان را در هنگام کامنت گذاشتن اشتباه میگذارید. پرشین بلیگ می نویسید به جای بلاگ. اصلاح کنید بهتر است.

سلبی ناز...

سلام....

محمدعلي(ايران اسلام)

سلام راستی چرا هيچ کاری مثل شاهکارهای قديم نميشه؟؟ پشت اونها چی بوده؟؟ عيدهاتون مبارک باشه. خوشحالم که ميبينم باز فعال شديد! يا علی عقاب و قلب سلیم(5)

روزان

سلام عید مبارک. وبلاگ خوبی دارید. موفق باشید. با مطلب جدید به روزم بیا که رایت منصور پادشاه رسید ... نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت ... کمال عدل به فریاد دادخواه رسید .... کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل ... بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید صبا بگو که چها برسرم درین غم عشق ... زآتش دل سوزان و دود و آه رسید ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق ... همان رسید کز آتش ببرگ کاه رسید مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول ... ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید

سلبی ناز

... ... سوگند... ...... واژه ای..... در .... ... است....

زيرزمين

سلام عيدتون مبارک تو هم مثل من دير به روز ميکنی؟

تارا

بسیار زیبا وصف کردید حس و حال تماشای گنبد لاجوردی رو.